و قتی محرم میشه اولین شبها به نام جناب "حر" نامگذاری شده کسی که شاید اگه نبود اصلا واقعه عاشورا اتفاق نمی افتاد ولی به هر حال همین نفر مشه اولین فدایی سید الشهدا و ...
حالا یک نمونه ایرانی , داش با ظرفیتی که در اثر روح ملکوتی امام روح الله شد فدایی روح الله
http://www.islamupload.ir/images/nl3lcxjttvo0dia2ae.jpg

وی سال 1328 در تهران متولد شد. در جوانی، به سراغ ورزش كشتی رفت و به اردوی تیم ملی كشتی فرنگی دعوت شد. اما زندگی او به خاطر همنشینی با دوستان نااهل، در غفلت و گمراهی ادامه داشت تا این كه در بهمن سال 1357 و با پیروزی انقلاب، تغییری بزرگ در زندگی‌اش رخ داد.

سخنان امام خمینی (ره)، برایش فصل‌الخطاب و روی سینه‌اش "فدایت شوم خمینی" خالكوبی كرده بود. ولایت فقیه را به زبان عامیانه خود برای رفقایش توضیح می‌داد و از همان دوستان قبل از انقلاب، یارانی برای انقلاب پرورش داد.

وی وقتی از گذشته‌اش حرف می‌زد، داستان حُر را بازگو می‌كرد و می‌گفت: "حُر قبل از همه به میدان كربلا رفت و به شهادت رسید. من نیز باید جزء اولین‌ها باشم".

در همان روزهای اول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به جبهه رفت و همگام با سردار شهید سید مجتبی هاشمی كه فرمانده گروه چریكی فدائیان اسلام بود،به مبازه علیه تجاوزگران بعثی پرداخت ودر كوتاه مدتی آنقدر دلاورانه جنگید كه دشمن برای سرش جایزه تعیین كرده بود. وی از خدا می خواست كه تمام گذشته‌اش را پاك كند و هیچ چیز از او باقی نماند؛ نه اسم، نه شهرت، نه مزار و سرانجام در تاریخ 17 آذر سال 1359 در دشت‌های شمالی آبادان به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت رسید."

محمد تهرانی، آخرین همرزم شاهرخ ضرغام نحوه شهادت وی را اینگونه نقل می كند: "ساعت 9 صبح بود. تانك‌های دشمن مرتب شلیك می‌كردند و جلو می‌آمدند. شاهرخ از جا بلند شد و روی خاكریز رفت. من هم دویدم و 2 گلوله آرپی‌جی پیدا كردم. هنوز گلوله آخر را شلیك نكرده بودم كه صدایی شنیدم. به سمت شاهرخ دویدم. روی سینه‌اش حفره‌ای از اصابت گلوله تیربار تانك ایجاد شده بود. عراقی‌ها نزدیك شدند. من با یك اسیر عراقی پناه گرفتم. از دور دیدم چند عراقی كنار پیكر شاهرخ ایستاده‌اند و از خوشحالی هلهله می‌كردند."





































نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389    | توسط: پیروان ولایت    |    |
نظرات()