http://www.islamupload.ir/images/o6tjvbf5z1f8cir4hq64.jpg

حضور براى او یك امر دائمى بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توى تاریكى شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده كیلومترى شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت كه با خودش از تهران جمع كرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یك هواپیماى سى - 130 رفته بودیم آنجا. به مجردى كه رسیدیم و یك گزارش نظامى كوتاهى به ما دادند، ایشان گفت كه همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، براى كسانى كه همراه ایشان بودند و لباس نظامى نداشتند، لباس سربازى آوردند و همان جا كوت كردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم كه من هم میشود بیایم؟ چون فكر نمیكردم بتوانم توى عرصه‌ى نبرد نظامى شركت كنم. ایشان تشویق كرد و گفت بله، بله، شما هم میشود بیائید. كه من هم همان جا لباسم را كندم و یك لباس نظامى پوشیدم و - البته كلاشینكف داشتم كه برداشتم - و با اینها رفتیم.



 یعنى از همان ساعت اول شروع كرد؛ هیچ نمیگذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. یكى از خصوصیات خصلت بسیجى و جریان بسیجى، حضور است؛ غایب نبودن در آنجایى كه باید در آنجا حاضر باشیم. این یكى از اوّلى‌ترین خصوصیات بسیجى است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389    | توسط: پیروان ولایت    | طبقه بندی: امام خامنه ای،     |
نظرات()